مقاله پژوهشی
آیندهپژوهی در صنعت بیمه
محمدجواد زارع بهنمیری؛ محمد حسن ملکی؛ امیرعباس سالمی
دوره 15، شماره 4 ، مهر 1405
چکیده
پیشینه و اهداف: در دهههای اخیر، با گسترش صنعت تکافل در کشورهای اسلامی، نیاز به توسعه چارچوبهای حسابداری منطبق با مبانی شریعت بیش از پیش احساس میشود. ورود تکافل به صنعت بیمه ایران و چالشهای حسابداری آن، ضرورت انجام پژوهشی جامع در این زمینه را آشکار ساخته است. این پژوهش با هدف شناسایی و تحلیل پیشرانهای کلیدی مؤثر بر آینده حسابداری ...
بیشتر
پیشینه و اهداف: در دهههای اخیر، با گسترش صنعت تکافل در کشورهای اسلامی، نیاز به توسعه چارچوبهای حسابداری منطبق با مبانی شریعت بیش از پیش احساس میشود. ورود تکافل به صنعت بیمه ایران و چالشهای حسابداری آن، ضرورت انجام پژوهشی جامع در این زمینه را آشکار ساخته است. این پژوهش با هدف شناسایی و تحلیل پیشرانهای کلیدی مؤثر بر آینده حسابداری تکافل در ایران انجام شده است.روششناسی: این تحقیق از نظر جهتگیری کاربردی و از منظر روششناسی آمیخته است و دادهها از طریق ابزارهای میدانی گردآوری شدهاند. جامعه آماری پژوهش شامل ۱۵ خبره در حوزههای حسابداری، بیمه و تکافل بوده که بهصورت قضاوتی انتخاب شدند.پژوهش طی سالهای ۱۴۰۳ و ۱۴۰۴ در چهار گام اجرا شد: مرحله اول، استخراج پیشرانهای مؤثر از طریق مرور ادبیات؛ مرحله دوم، غربال پیشرانها با استفاده از پرسشنامه خبرهسنجی و روش دلفی فازی؛ مرحله سوم، اولویتبندی پیشرانهای غربالشده با استفاده از پرسشنامه اولویتسنجی و روش مارکوس؛ و مرحله چهارم، تدوین سناریوهای باورپذیر آینده حسابداری تکافل در ایران با ابزار مصاحبه با گروههای کانونی.یافتهها: از میان 25 پیشران استخراج شده از طریق مرور ادبیات، که در پنج بخش اصلی پیشرانهای اجتماعی فرهنگی، پیشرانهای فناورانه، پیشرانهای نظارتی، پیشرانهای مربوط به بازار و پیشرانهای اقتصادی طبقهبندی شدند، 17 پیشران با استفاده از روش دلفی فازی حذف شده و 8 پیشران باقی ماندند و با استفاده از روش مارکوس اولویتبندی شدند که بر اساس نتایج روش مارکوس، دو پیشران رقابت تکافل با بیمههای مرسوم و توسعه فرهنگ مالی اسلامی بیشترین تأثیر را بر آینده حسابداری تکافل دارند. بر اساس این دو پیشران و حالتهای متضاد آنها، چهار سناریوی باورپذیر برای آینده حسابداری تکافل در ایران ترسیم شد.نتیجهگیری: در نتیجه، به سیاستگذاران و شرکتهای بیمه توصیه میشود با اتخاذ رویکردی جامع در پنج محور «حمایت قانونی و نظارتی»، «توسعه خدمات و محصولات»، «فرهنگسازی و آموزش»، «نوآوری فناورانه و تحول دیجیتال» و «زیرساختهای مالی اسلامی»، زمینه را برای توسعه پایدار و رقابتی تکافل در ایران فراهم سازند.
مقاله پژوهشی
فناوریهای نوین بیمهای
لیلی نیاکان
دوره 15، شماره 4 ، مهر 1405
چکیده
پیشینه و اهداف: صنعت بیمه بهعنوان یکی از ارکان مهم اقتصاد کشور، با حجم عظیمی از دادههای ساختاریافته و غیرساختاریافته مواجه است. بهرهگیری از کلانداده در این صنعت میتواند نقشی کلیدی در ارتقای بهرهوری، بهبود کیفیت خدمات مشتری و افزایش سهم بازار ایفا کند. هدف اصلی این پژوهش، ارزیابی وضعیت بلوغ کلانداده در صنعت بیمه طی یک ...
بیشتر
پیشینه و اهداف: صنعت بیمه بهعنوان یکی از ارکان مهم اقتصاد کشور، با حجم عظیمی از دادههای ساختاریافته و غیرساختاریافته مواجه است. بهرهگیری از کلانداده در این صنعت میتواند نقشی کلیدی در ارتقای بهرهوری، بهبود کیفیت خدمات مشتری و افزایش سهم بازار ایفا کند. هدف اصلی این پژوهش، ارزیابی وضعیت بلوغ کلانداده در صنعت بیمه طی یک بازه زمانی مشخص است.روششناسی: این مطالعه با رویکردی توصیفی-پیمایشی و بهصورت طولی، در دو مقطع زمانی متفاوت، بر روی ۲۵ شرکت بیمه ایرانی انجام شده است. برای این منظور مدلهای ارزیابی بلوغ کلان داده بررسی شده و با توجه به مزایای مدل بلوغ TDWI این مدل انتخاب و برای گردآوری دادهها، از پرسشنامه استاندارد متعلق به این مدل استفاده شد. جامعه آماری پژوهشی را افراد مطلع، خبرگان و مدیران فناوری اطلاعات شرکتهای بیمه تشکیل دادند. نمونه مورد بررسی شامل 25 شرکت بیمه میشود که بهصورت خود اظهاری پرسشنامه را تکمیل نمودند. در مدل منتخب، عوامل فنی، سازمانی و مشتریمحور از جمله «اعتماد آنلاین» مورد ارزیابی قرار گرفتند.یافتهها: نتایج ارزیابی در سالهای ۱۳۹۵ و ۱۴۰۳ نشاندهنده رشد قابلتوجه بلوغ کلانداده در صنعت بیمه طی هشت سال گذشته است. میانگین کلی بلوغ از عدد ۱۲ در سال ۱۳۹۵ (سطح نوپا) به ۲۹ در سال ۱۴۰۳ (سطح پذیرش اولیه) افزایش یافته است. تعداد شرکتهای در سطح نوپا از ۱۸ به ۲ کاهش یافته و در مقابل، تعداد شرکتها در سطوح بالاتر بلوغ افزایش یافتهاند. علاوهبراین، نتایج پژوهش به تحلیل ابعاد بلوغ و شاخصهای آن نیز پرداخته است. شاخصهای مربوط به «اعتماد آنلاین مشتری» در اغلب شرکتها بهبود قابلتوجهی یافتهاند. با وجود پیشرفت در تمام ابعاد، بعد «مدیریت داده» همچنان از پایینترین سطح بلوغ برخوردار بوده و با میانگین امتیاز ۲۵ در سطح «پیش از پذیرش» قرار دارد. همچنین نتیجه بررسی ضرایب همبستگی نشان داد که همبستگی معناداری بین سطح بلوغ شرکتهای بیمه با اندازه گردش مالی آنها و اندازه شرکت در مقایسه با سایرشرکتهای بیمه از بُعد تعداد پرسنل و تعداد شعبهها وجود ندارد. در مقابل، همبستگی معناداری بین سطح بلوغ شرکتهای بیمه با میزان بودجه اختصاصیافته به فناوری اطلاعات و سطح اعتماد آنلاین به سیستمهای اطلاعاتی شرکت در مقایسه با شرکتهای مشابه وجود دارد. نتیجهگیری: با اتخاذ تدابیر مناسب و سرمایهگذاری لازم، صنعت بیمه ایران میتواند از مزایای کلان داده برای بهبود عملکرد و ارائه خدمات بهتر به مشتریان بهرهمند شود. تدوین و اجرای راهبرد جامع کلان داده، سرمایهگذاری در آموزش و توسعه نیروی انسانی متخصص در حوزه کلان داده، و تبادل تجارب و دانش بین شرکتهای بیمه از جمله اقدامات پیشنهادی برای ارتقای بلوغ کلان داده شرکتهای بیمه میباشد.
مقاله پژوهشی
بازاریابی و فروش بیمه
پیمان صداقت؛ احسان عابدی؛ حمیدرضا یزدانی؛ سعید صحت
دوره 15، شماره 4 ، مهر 1405
چکیده
پیشینه و اهداف: در سالهای اخیر، توجه به برندسازی در صنایع خدماتی از جمله صنعت بیمه بهعنوان یکی از راهکارهای راهبردی جهت ایجاد تمایز، افزایش اعتماد عمومی و ارتقای عملکرد سازمانی مورد تأکید قرار گرفته است. با این حال، پیچیدگیهای محیطی، مقرراتی و ساختاری صنعت بیمه، نیازمند مدلی جامع و بومی برای تبیین فرآیند برندسازی در این صنعت ...
بیشتر
پیشینه و اهداف: در سالهای اخیر، توجه به برندسازی در صنایع خدماتی از جمله صنعت بیمه بهعنوان یکی از راهکارهای راهبردی جهت ایجاد تمایز، افزایش اعتماد عمومی و ارتقای عملکرد سازمانی مورد تأکید قرار گرفته است. با این حال، پیچیدگیهای محیطی، مقرراتی و ساختاری صنعت بیمه، نیازمند مدلی جامع و بومی برای تبیین فرآیند برندسازی در این صنعت است. هدف این پژوهش، طراحی و تبیین یک مدل مفهومی از فرآیند برندسازی در صنعت بیمه ایران با بهرهگیری از رویکرد کیفی و روش نظریهپردازی دادهبنیاد است.روششناسی: این پژوهش با رویکرد کیفی و با بهرهگیری از روش نظریهپردازی دادهبنیاد (GT) انجام شده و دادههای آن از طریق انجام مصاحبههای نیمهساختاریافته با 16 نفر از خبرگان صنعت بیمه، با روش نمونهگیری گلولهبرفی و هدفمند و تا رسیدن به اشباع نظری گردآوری گردیده و با استفاده از نرمافزار MAXQDA در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شدهاند.یافتهها: بر اساس تحلیل دادهها با رویکرد نظریه دادهبنیاد گلیزر، در مرحله کدگذاری باز ۱75 کد نهایی شناسایی شد که پس از کدگذاری انتخابی و نظری در قالب 52 مفهوم اصلی، ۲0 مقوله فرعی و ۶ مقوله اصلی طبقهبندی گردید. یافتهها نشان داد که برندسازی در صنعت بیمه تحت تأثیر شرایط علّی (نظیر تغییر رفتار مشتریان، بیاعتمادی به شرکتهای بیمه، ناپایداری اقتصادی و فقدان چارچوب کلان برند)، شرایط واسطهای (از جمله منابع مالی و فناورانه، توانمندیهای سازمانی و حمایت مدیریت) و شرایط زمینهای (موانع قانونی، فرهنگی و ساختاری) قرار دارد. پدیده محوری این تحقیق، برندسازی بیمهای است که بر سازههایی همچون همراستایی منابع انسانی با چشمانداز برند، تعریف و تقویت هویت و شخصیت برند، انسجام و جایگاهسازی برند در ذهن مشتری و تدوین آمیخته بازاریابی خدمات استوار است.نتیجهگیری: یافتهها نشان میدهد که اتخاذ راهبردهای مناسب در برندسازی بیمهای میتواند به پیامدهای مثبت اقتصادی مانند افزایش نرخ نفوذ بیمه، رشد سهم بیمه در تولید ناخالص داخلی و پایداری سازمانی منجر شود. در بعد اجتماعی-فرهنگی نیز نتایج بیانگر ایجاد تمایز با رقبا، کاهش حساسیت به قیمت و تبدیل برند به مرجع اعتماد در بازار است. به طور کلی، این پژوهش نشان میدهد که برندسازی در صنعت بیمه فرایندی چندبعدی و میانرشتهای است که از عوامل محیطی و سازمانی تأثیر میپذیرد و نقش کلیدی در ارتقای جایگاه شرکتهای بیمه و تقویت نقش بیمه در اقتصاد ملی دارد. توصیه میشود مدیران بیمهای با ایجاد واحدهای تخصصی برندینگ، تقویت فرهنگ سازمانی مشارکتی، و بهرهگیری از فناوریهای نوین (CRM، دادهکاوی و دیجیتال مارکتینگ) جایگاه برند خود را ارتقا دهند. از جمله محدودیتهای این پژوهش، دشواری در دسترسی به برخی خبرگان کلیدی و چالش در تحلیل محیط پرنوسان صنعت بیمه ایران بوده است. همچنین، تمرکز تحقیق بر صنعت بیمه ممکن است تعمیمپذیری نتایج به سایر حوزههای خدماتی را با محدودیت مواجه سازد. پیشنهاد میشود پژوهشهای آتی با رویکرد مقایسهای بین صنایع مختلف خدماتی یا مطالعات میدانی گستردهتر، مدلهای مشابه را توسعه دهند یا اعتبارسنجی کنند.
مقاله پژوهشی
اقتصاد مالی/ بیمه
الهام علیزاده؛ جعفر حقیقت؛ حسین اصغرپور؛ زهرا کریمی تکانلو
دوره 15، شماره 4 ، مهر 1405
چکیده
پیشینه و اهداف: هدف این مقاله، ارائه مدلی ساختارمند برای تعیین الزامات سرمایهای شرکت بیمه غیرزندگی از طریق دادههای خسارت ماهانه است. بدین منظور، مدلسازی جایگزین برای تجمیع ریسک بیمهگری، با توجه به دو جنبهی اصلی مطرحشده، یعنی عدم توجه به وابستگیهای غیرخطی و پارامترهای ریسک خاص شرکت صورت گرفته است. در واقع، این مدل به ...
بیشتر
پیشینه و اهداف: هدف این مقاله، ارائه مدلی ساختارمند برای تعیین الزامات سرمایهای شرکت بیمه غیرزندگی از طریق دادههای خسارت ماهانه است. بدین منظور، مدلسازی جایگزین برای تجمیع ریسک بیمهگری، با توجه به دو جنبهی اصلی مطرحشده، یعنی عدم توجه به وابستگیهای غیرخطی و پارامترهای ریسک خاص شرکت صورت گرفته است. در واقع، این مدل به صورت تجربی شکاف موجود بین سرمایه مورد نیاز تحت مدلهای استاندارد و سرمایه تحت رویکردهای جایگزین را نشان میدهد. بر این اساس، ابتدا باید توزیع حاشیهای هر رشته در پرتفوی بیمهگری به صورت پارامتری مشخص شود تا ویژگی توزیعی هر عامل ریسک را منعکس کند. سپس، حاشیههای توزیع برآورد شده را با در نظر گرفتن ساختارهای وابستگی بین عوامل ریسک تجمیع میگردد. توجه به این نکته مهم است که رویکرد مدلسازی ارائه شده، میتواند به عنوان تحلیل حساسیت چارچوب قانونی محاسبه سرمایه الزامی تفسیر شود که به دو انتقاد اغلب مطرح شده می پردازد.روششناسی: دادهها شامل خسارت پرداختی ماهانة پنج رشته فعالیت در پرتفوی واقعی شرکت سهامی بیمه ایران طی دوره زمانی 1395:1- 1402:8 است. به منظور برآورد توابع حاشیهای کاپولا تحت مدل ریسک فردی، توزیعهای پارامتری مختلف که اغلب در زمینه ریسک اکچوئری و عملیاتی استفاده میشوند، مورد برازش قرار گرفت. توزیع مناسب هر فرآیند خسارت بر اساس آزمون خوبی برازش و معیار آکائیک تعیین میگردد. وابستگی بین رشتهها با استفاده از توابع کاپولا مختلف مدلسازی شده است. سه معیار آماری شامل تابع حداکثر درستنمای، معیار اکائیک و معیار شوارتز بیزین برای تعیین مناسبترین مدل از میان توابع تخمین زده شده، مقایسه میگردد. سپس، با استفاده از تابع کاپولای انتخابی و ساختار وابستگی متناظر با آن، تعداد n جفت داده شبیهسازی میشود. متغیرهای شبیه سازی شده تجمیع میگردد تا توزیع زیان کل تحت کاپولای چند متغیره ایجاد شود. سرانجام، در مدل جایگزین سرمایه اقتصادی با استفاده از معیار ارزش در معرض ریسک محاسبه میگردد. یافتهها: فرمول استاندارد بیمهگران را ملزم میکند که سرمایه بیشتری نسبت به نیاز واقعی نگهداری کنند. بنابراین، استفاده از این فرمول بازده بالقوه حقوق صاحبان سهام را کاهش میدهند. اندازة ریسک بیمهگری با دادههای واقعی سال 1402 را بر اساس ضرایب ریسک آیین نامة شماره 69 در حدود 265.235960 هزار میلیارد ریال است. در مدل جایگزین که یک مدل ترکیبی از کاپولای R-Vine با شاخص ریسک ارزش در معرض ریسک محاسبه گردید، بر اساس نتایج حاصل، مدل استاندارد میزان سرمایه الزامی ریسک بیمهگری را در سطوح اطمینان مختلف به طور متوسط 25.6 درصد بیش از مدل جایگزین تخمین میزند.نتیجهگیری: بیش برآورد الزامات سرمایه که در مدلهای استاندارد شناسایی میشود، نشان میدهد بیمهگران میتوانند با در نظر گرفتن وابستگی غیرخطی و پارامترهای ریسک خاص خود، سرمایه ریسک را به میزان قابل توجهی کاهش دهند. لذا، بر اساس مشاهدات تجربی پیشنهاد میگردد قانونگذار باید مفروضات وابستگی را برای کاهش انحرافات بین سرمایه ریسک تحت مدل استاندارد و اندازه واقعی آن لحاظ نماید.
مقاله پژوهشی
فناوریهای نوین بیمهای
فاطمه نجیب زاده وامق آبادی؛ سید محمدهادی قبولی درافشان؛ حسین ناصری مقدم
دوره 15، شماره 4 ، مهر 1405
چکیده
پیشینه و اهداف: گسترش سامانههای هوش مصنوعی و اینترنت اشیاء که بر داده، یادگیری، بهروزرسانی مستمر و برهمکنش چندین بازیگر در زنجیره تأمین و بهرهبرداری استوارند، الگوی کلاسیک تخصیص مسئولیت و منطق بیمهپذیری را با عدمقطعیتهای تازه روبهرو کرده است. در اتحادیه اروپا، همزمان با تثبیت تنظیمگری ریسکمحور در «قانون هوش ...
بیشتر
پیشینه و اهداف: گسترش سامانههای هوش مصنوعی و اینترنت اشیاء که بر داده، یادگیری، بهروزرسانی مستمر و برهمکنش چندین بازیگر در زنجیره تأمین و بهرهبرداری استوارند، الگوی کلاسیک تخصیص مسئولیت و منطق بیمهپذیری را با عدمقطعیتهای تازه روبهرو کرده است. در اتحادیه اروپا، همزمان با تثبیت تنظیمگری ریسکمحور در «قانون هوش مصنوعی» و بازطراحی مسئولیت ناشی از عیب محصول در «دستورالعمل جدید مسئولیت محصول»، امکان تبدیل مخاطره فناورانه به مخاطره حقوقی قابل ممیزی و قابل قیمتگذاری تقویت شده است. مسئله اصلی، سنجش این ظرفیت تقنینی برای افزایش پیشبینیپذیری مسئولیت و نیز شناسایی نقاطی است که ناهمگونی تفسیری و اجرایی و ریسکهای تجمیعی میتواند بیمهپذیری را تضعیف کند.روششناسی: رویکرد پژوهش تقنینی ـ تفسیری و تحلیل هنجاریِ اسناد اصلی اتحادیه اروپا در سه محور است: (۱) صورتبندی مخاطره و الزامات انطباق در قانون هوش مصنوعی، (۲) بازتعریف «محصول»، «شخص مسئول» و دامنه خسارت و نیز ابزارهای اثباتی در دستورالعمل جدید مسئولیت محصول، و (۳) پیامدهای نبود لایه هماهنگ اثبات در مسئولیت تقصیرمحور پس از کنار گذاشتهشدن ابتکار مسئولیت هوش مصنوعی. سپس این مؤلفهها به متغیرهای فنی بیمهگری نگاشت میشود: قابلیت ممیزی داده و مدل، کنترل خطر اخلاقی و انتخاب نادرست، مدیریت تجمیع ریسک، طراحی شروط انطباقی، فرانشیز و حدود تعهد.یافتهها: روشنتر شدن قلمروهای مسئولیت و تکالیف قابلسنجش، بهویژه در حوزههای پرمخاطره، امکان اتکای بیمهگر به معیارهای بیرونی انطباق را افزایش میدهد، هزینههای اختلاف بر سر سببیت و تقصیر را کاهش میدهد و طراحی قیمتگذاری و شروط قراردادی مبتنی بر ریسک را واقعبینانهتر میسازد. بااینحال، گسترش دامنه بازیگران مسئول، افزایش دعاوی چندخوانده و دشواری کمیسازی برخی خسارات دادهای و غیرمالی، همراه با واگرایی معیارهای اثبات و زمانمندی رسیدگی در میان دولتهای عضو، ریسک حقوقی واگرا را به تابع قیمتگذاری وارد میکند و ظرفیت پوششدهی بازار را در معرض فشار قرار میدهد؛ بهویژه در رخدادهای کمبسامد اما شدید و همبسته (شوکهای بهروزرسانی، رخدادهای امنیتی و خطاهای سیستمی).نتیجهگیری: کارآمدی بیمه در مواجهه با ریسکهای هوش مصنوعی و اینترنت اشیاء به سه پیوند همزمان وابسته است: (۱) ردیابی و ممیزیپذیری داده و مدل در طول چرخهعمر، (۲) وابسته بودن پوشش بیمهای به شروط انطباقی و تعهدات ثبت رخداد و نگهداشت لاگ، و (۳) حدی از هماهنگی تفسیری و نهادی برای کاهش ناهمگونی اثبات و هزینههای فرامرزی. در غیر این صورت، انتقال خطا در زنجیرههای اکوسیستمی و ریسکهای تجمیعی میتواند حقبیمه را بیثبات و ظرفیت بازار را محدود کند؛ ازاینرو، استانداردسازی حداقلهای افشا و ثبت رخداد، بازبینی دورهای مقررات با سنجههای بیمهپذیری و تقویت توافق نامه های بیمه اتکایی، برای تثبیت بیمهپذیری و تداوم جبران خسارت اهمیت کانونی دارد.
مقاله پژوهشی
مدیریت ریسک در صنعت بیمه
مجید بنویدی؛ سید محمدرضا میری لواسانی؛ قدرت الله امام وردی؛ کامبیز پیکارجو
دوره 15، شماره 4 ، مهر 1405
چکیده
پیشینه و اهداف: ظرفیت نگهداری ریسک و فراهم نمودن امکاناتی برای افزایش آن، یکی از عناصر مهم عملیات بیمهگری در مؤسسات بیمهگر است. یکی از راهکارهای این امر اجرای سیاست انتقال ریسک بهوسیله عملیات اتکایی واگذاری است که بعد از سرمایه موجود در شرکتهای بیمه، ابزار اصلی ایجاد ظرفیت، افزایش سطح توانگری و مصونسازی در مقابل خسارتهای ...
بیشتر
پیشینه و اهداف: ظرفیت نگهداری ریسک و فراهم نمودن امکاناتی برای افزایش آن، یکی از عناصر مهم عملیات بیمهگری در مؤسسات بیمهگر است. یکی از راهکارهای این امر اجرای سیاست انتقال ریسک بهوسیله عملیات اتکایی واگذاری است که بعد از سرمایه موجود در شرکتهای بیمه، ابزار اصلی ایجاد ظرفیت، افزایش سطح توانگری و مصونسازی در مقابل خسارتهای سنگین است. هزینه پرداختی برای خرید پوششهای اتکایی و واگذاری بخشی از منافع بیمهای به بیمهگران اتکایی برای جلب مشارکت آنها در خسارتهای احتمالی، در زمره هزینههای اصلی بیمه-گران محسوب میشود. این موضوع برای شرایط خاص بازار بیمه کشور از اهمیت بالای برخوردار است، به نحوی که بهرهوری از این هزینه مصرفی برای بدست آوردن بالاترین بازده و تعیین استراژی کارای عملیات اتکایی واگذاری به موضوع مهمی برای موفقیت شرکتهای بیمه تبدیل شده است. بنابراین، تعیین مرز کارایی اتکایی واگذاری بیمهگران ایرانی در مقایسه با یکدیگر در یک دوره زمانی مشخص، میتواند پاسخگوی ابهاماتی پیرامون کارا شدن عملیات اتکایی واگذاری باشد، موضوعی که در این مقاله به آن پرداخته شده است.روششناسی: این پژوهش، از روش «تحلیل پوششی دادهها» بر مبنای نسبتهای مالی مرتبط با عملیات اتکایی واگذاری بهره برده است. بر این اساس، کارایی عملیات اتکایی واگذاری 22 بیمهگر مستقیم ایرانی در چهار سال پیاپی (1403-1400) مورد ارزیابی قرار گرفته و با مشخص شدن واحدهای تصمیمگیر کارا، مرز کارای اتکایی واگذاری برای هر سال مالی تعیین شده است. شرایط خاص این دوره ایجاب میکرد تا برای تحلیل دقیقتر و کشف دلایل تغییراتِ مرز کارایی، دورههای مالی با یکدیگر مقایسه شوند. از این رو، نتایج عملیات اتکایی واگذاریِ هر سال، با بهرهگیری از شاخص مالمکوئیست ارزیابی و تحلیل شده است. این شاخص با بررسی تغییرات کارایی و عوامل موثر بر آن، نقشی کلیدی در تدوین استراتژیهای مناسب جهت ارتقای کارایی عملیات ایفا میکند.یافتهها: پس از تعیین مرز کاراییِ عملیات اتکایی واگذاری بر اساس واحدهای کارای هر سال، استراتژیها و راهکارهای ارتقای کارایی با استفاده از مقدارλ محاسبهشده، طراحی و تجویز گردید. این راهکارها با هدف الگوبرداری برای مؤسسات بیمهای که عملیات اتکایی آنها ناکارا بوده، ارائه شده است. از سوی دیگر، شاخص مالمکوئیستِ بهدستآمده برای دورههای مالی، نشاندهنده پویایی مرز کارایی به دلیل شرایط خاص بازار بیمه کشور در بازه زمانی مورد بررسی است. این نتایج، در کنار استراتژیهای الگوبرداری، برنامههای کلانی را برای بازار بیمه تدوین میکند که میتواند مورد استفاده بیمهگران و نهاد ناظر قرار گیرد.نتیجهگیری: نتایج بهدستآمده از این پژوهش، ضمن تعیین و تشریح مرز کارایی اتکایی واگذاریِ بیمهگران ایرانی، اقدامات لازم برای ارتقای کارایی این عملیات از سوی بیمهگران مستقیم را تبیین میکند. در همین راستا، استراتژیهای بهبود عملکرد بر اساس مقادیرλ (بهدستآمده از واحدهای کارای الگو) استخراج شدهاند. افزون بر این، متغیرهای کمکی(Slacks) که نشاندهنده میزان کسری یا مازادِ نسبتهای مالیِ ورودی و خروجی هستند، محاسبه و ارائه شده است. در نهایت، تحلیل شاخص مالمکوئیست با توجه به ویژگیهای خاص هر دوره، تحلیلی کاربردی برای تصمیمگیری و هدایت بیمهگران و نهاد ناظر فراهم آورده است.