مقاله پژوهشی
مطالعات تطبیقی در حوزه بیمه
مژده شکوری؛ صبا امیری؛ بیژن رضایی
چکیده
پیشینه و اهداف: امروزه با شکلگیری اقتصاد دیجیتال و تغییرات سریع فنّاورانه، صنعت بیمه مانند دیگر حوزهها باید متحول شود. به این منظور بهرهگیری از فنّاوریهای نوین بیمهای میتواند بهمثابة مزیت رقابتی ارزشمندی برای شرکتها و کارگزاران بیمه عمل کند و موجب تسهیل ارزشآفرینی در این صنعت شود. باوجوداین، توسعة استارتآپهای ...
بیشتر
پیشینه و اهداف: امروزه با شکلگیری اقتصاد دیجیتال و تغییرات سریع فنّاورانه، صنعت بیمه مانند دیگر حوزهها باید متحول شود. به این منظور بهرهگیری از فنّاوریهای نوین بیمهای میتواند بهمثابة مزیت رقابتی ارزشمندی برای شرکتها و کارگزاران بیمه عمل کند و موجب تسهیل ارزشآفرینی در این صنعت شود. باوجوداین، توسعة استارتآپهای بیمهای مستلزم شناخت دقیق عوامل مؤثر و تعامل میان فنّاوری، بازار و مشتری است. ازاینرو، این پژوهش با هدف تدوین الگوی توسعة استارتآپها در صنعت بیمة ایران انجام شد.روششناسی: پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی– توسعهای، از دیدگاه ماهیت، توصیفی– تحلیلی و از نوع اکتشافی و از نظر روش اجرای پژوهش، کیفی بود. دادههای این پژوهش از دادههای اولیه شامل مصاحبهها و دادههای ثانویه شامل کتابها، مقالهها، اسناد، مدارک و تجربیات منتشرشده گردآوری شد. جامعة مورد مطالعه، مدیران و کارشناسان صنعت بیمه، فعالان حوزة استارتآپی و اساتید صاحبنظر مرتبط در کشور با احراز شرایط خبرگی بودند. روش نمونهگیری، هدفمند قضاوتی و گلولهبرفی بود و گردآوری دادهها تا دستیابی به اشباع نظری ادامه یافت (14 نفر). ابزار گردآوری دادهها مصاحبههای نیمهساختاریافته با تدوین پروتکل دقیق بود. در نهایت، بهمنظور تحلیل یافتهها از روش استراوس و کوربین استفاده شد.یافتهها: براساس تحلیل انجامشده در این پژوهش، 53 کد باز در 15 مفهوم طبقهبندی شدند که در مدل پارادایمی، توسعة استارتآپهای صنعت بیمه بهعنوان پدیدة محوری انتخاب شد. نتایج حاکی از آن است که شرایط علّی همچون توسعه و زیرساختهای فنّاوری و تجاریسازی فنّاوری بر پدیدة محوری اثرگذار است. شرایط مداخلهگر شامل تحول دیجیتال، مدیریت ریسک و مشتریمداری و شرایط زمینهای شامل عوامل داخلی و خارجی استارتآپ همراه با پدیدة محوری، راهبردها را تشکیل دادند؛ این راهبردها شامل همکاری و شبکهسازی، ایجاد و توسعة نوآوریهای فنّاورانه، مشتریمداری و بازاریابی و توسعة سازمانی هستند. در نهایت پیامدهای توسعة استارتآپها که شامل رشد و توسعة صنعت بیمه، بهبود بهرهوری، توسعة اقتصادی و اجتماعی و بهبود تجربة مشتری بودند، طبقهبندی شد.نتیجهگیری: رشد و بهروز بودن استارتآپها یکی از موضوعات مهم در صنعت بیمه است. براساس مدل پارادایمی ارائهشده، پیشنهادهای ذیل را میتوان مطرح کرد: (1) استفاده از الگوریتمهای هوش مصنوعی برای تحلیل دادههای فردی (مانند سابقة پزشکی، عادات رانندگی، سبک زندگی) و ارائة پیشنهادهای بیمهای شخصیسازیشده؛ (2) استفاده از بلاکچین در قراردادهای هوشمند بیمه که بهطور خودکار در صورت وقوع شرایط خاص (مانند تأخیر پرواز، خسارت خودرو) پرداخت میشوند؛ و (3) طراحی و ارائة محصولات بیمهای ساده و ارزانقیمت که برای پوشش ریسکهای مالی جمعیتهای کمدرآمد (مانند کشاورزان، کارگران فصلی) مناسب باشد.
مقاله پژوهشی
آیندهپژوهی در صنعت بیمه
سید مجتبی کریمی؛ سیدنجم الدین موسوی؛ حجت وحدتی؛ رضا سپهوند
چکیده
پیشینه و اهداف: در عصر دیجیتال و حاکمیت دادهها، دانش بهعنوان منبعی ارزشمند در کنار دیگر منابع مورد توجه کسبوکارها قرار گرفته است. همچنین، بخش تعاون بهمثابة یکی از سه بخش اصلی اقتصادی در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، جایگاه ویژهای دارد. صنعت بیمه نیز در پوشش ریسکهای متنوع نقش مؤثری ایفا میکند و میتواند در کنار دیگر ...
بیشتر
پیشینه و اهداف: در عصر دیجیتال و حاکمیت دادهها، دانش بهعنوان منبعی ارزشمند در کنار دیگر منابع مورد توجه کسبوکارها قرار گرفته است. همچنین، بخش تعاون بهمثابة یکی از سه بخش اصلی اقتصادی در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، جایگاه ویژهای دارد. صنعت بیمه نیز در پوشش ریسکهای متنوع نقش مؤثری ایفا میکند و میتواند در کنار دیگر عوامل، به توسعة اقتصادی کمک کند. بنابراین، در این مطالعه تلاش شده که مدیریت دانش مبتنی بر بازار بهعنوان مؤلفهای اصلی در توسعة بخش تعاون، با در نظر گرفتن پوشش ریسک مبتنی بر کارکرد بیمه در چهارچوب الگو معرفی شود.روششناسی: این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت اکتشافی است. برای جمعآوری اطلاعات از مصاحبههای نیمهساختاریافته استفاده شد و اطلاعات بهدستآمده با استفاده از نرمافزار اطلستی، روش استراوس و کوربین و مدل پارادایمی (کدگذاری باز، محوری و انتخابی) تحلیل شد. در این پژوهش، نمونهگیری بهصورت هدفمند انجام گرفت و طی آن با 12 نفر از خبرگان حوزه کسبوکار، بهویژه فعالان باتجربة بخش تعاون در صنعت بیمه، مصاحبه صورت پذیرفت.یافتهها: یافتههای پژوهش نشان میدهند که مدیریت ریسک و بهرهگیری از ظرفیتهای صنعت بیمه در زمرة عوامل ساختاری قرار دارند. همچنین، حمایت مدیران از استقرار دانش، سطح دانش مدیریتی، استراتژیهای مدیریت منابع انسانی و برنامهریزی استراتژیک مدیریتی برای اجرای مدیریت دانش بهعنوان متغیرهای علّی، تغییر ساختارهای سازمانی، شبکة اجتماعی و ساختار غیررسمی، حرفهایگرایی ساختاری، ایجاد فرهنگ مشارکتی، حاکمیت ارزشها و ایجاد اعتماد سازمانی بهعنوان متغیرهای مداخلهگر و تأمین امکانات و تسهیلات، حمایت مالی از بهروزرسانی دانش سازمانی و توزیع عادلانة منابع بهعنوان عوامل زمینهای شناسایی شدند.نتیجهگیری: این مدل میتواند به افزایش سهم تعاونیها در اقتصاد کشور و بهرهگیری از ظرفیتهای صنعت بیمه در پایداری مشاغل کمک کند. در نتیجه، این تحقیق نشان میدهد امکان طراحی و پیادهسازی الگویی برای مدیریت دانش در بخش تعاون وجود دارد که در آن نقش صنعت بیمه بهصورت مشخص و هدفمند در نظر گرفته شده است.
مقاله پژوهشی
مطالعات تطبیقی در حوزه بیمه
مهدی مولائی
چکیده
پیشینه و اهداف: با افزایش فراوانی و شدت بلایای طبیعی، نظیر زلزله، سیل، طوفان و آتشسوزی، نیاز به پوششهای بیمهای مؤثر و کارآمد برای جبران خسارات وارده به افراد و اموال احساس میشود. در بسیاری از کشورها، از جمله ایران، بیمه بلایای طبیعی به عنوان یک ابزار کلیدی برای مدیریت ریسک و کاهش بار مالی ناشی از این بلایا شناخته میشود. با این ...
بیشتر
پیشینه و اهداف: با افزایش فراوانی و شدت بلایای طبیعی، نظیر زلزله، سیل، طوفان و آتشسوزی، نیاز به پوششهای بیمهای مؤثر و کارآمد برای جبران خسارات وارده به افراد و اموال احساس میشود. در بسیاری از کشورها، از جمله ایران، بیمه بلایای طبیعی به عنوان یک ابزار کلیدی برای مدیریت ریسک و کاهش بار مالی ناشی از این بلایا شناخته میشود. با این حال، چالشهای متعددی در زمینه پوشش بلایای طبیعی شامل حدود مسئولیتها و تعهدات بیمهگر، ضعف قراردادهای بیمه و ... وجود دارد که میتواند بر کارایی نظامهای بیمهای تأثیر بگذارد. براین اساس هدف اصلی این مطالعه، تطبیق مسئولیت بیمهگر در عمل به تعهدات و پرداخت خسارات ناشی از بلایای طبیعی و چالشهای مرتبط با آن در ایران و کشورهای پیشرو است.روششناسی: به منظور تحلیل مسئولیت بیمهگران در برابر خسارات ناشی از بلایایی طبیعی از متـون حقوقـی موجـود از جملـه کتـب فقهـی، حقوقـی و مقالات منتشرشـدة داخلـی و خارجـی استفاده شد. بـر ایـن اسـاس روش کار ایـن مقالـه، به صورت کتابخانـهای و تحلیلـی و توصیفـی بـود. ابتـدا به بررسی مبانـی فقهـی و حقوقـی و مسئولیت بیمهگران در برابر خسارات ناشی از بلایای طبیعی پرداخته شد و در ادامـه به صورت مرور مقایسهای به تحلیل ارائه خدمات بیمهای و چالشهای قانونی بیمهگران در برابر پرداخت خسارات ناشی از بلایای طبیعی در کشورهای مختلف از جمله ایران، آمریکا، انگلیس، فرانسه و برخی دیگر از کشورها پرداخته شد.یافتهها: مواد 19 تا 22 حقوق بیمه، تصریح میکنند که بیمهگر موظف است خسارات وارده را بر اساس شرایط تعیین شده در قرارداد، جبران کند. با توجه به ماده 953 قانون مدنی و تلاشهای گسترده برای توسعه پوشش بیمهای، بلایای طبیعی همچنان از جبران کامل خسارات در چارچوب بیمهای فعلی برخوردار نیستند. در نظام حقوقی ایران، اثبات وقوع حادثه بر عهده بیمهگذار است که میتواند فرآیند پرداخت خسارت را طولانی کند. در کشورهای پیشرفتهای مانند فرانسه و آمریکا با شفافیت قراردادها و انتقال بار اثبات به بیمهگر، فرآیند پرداخت خسارت را تسهیل میکنند و اسناد معتبر دولتی به صورت خودکار این بلایا را تأیید میکنند و نیاز به اثبات مستقل توسط بیمهگذار نیست. در این کشورها، قوانین به نفع بیمهگذار تنظیم شده و تعهدات بیمهگر شامل بیمههای اجباری برای حوادث طبیعی است. علاوه بر این، خدمات حمایتی در ایران بیشتر تحت نظر حاکمیت و دولت بوده که با مشکلات مالی و اجرایی مواجه است و صندوق بیمه بلایای طبیعی حق بیمه پایینی دریافت میکند. در حالی که در کشورهایی مانند آمریکا و ژاپن، بیمههای تجاری با نظارت شدید دولتی و استانداردهای جهانی ارائه میشوند و پرداختها سریعتر و شفافتر انجام میشود.نتیجهگیری: رویکرد ایران در پوشش بلایای طبیعی با کشورهای توسعهیافته مانند آمریکا و فرانسه به طور قابل توجهی متفاوت است. در ایران، دولت نقش اصلی را در پوشش بلایای طبیعی ایفا میکند و بخش خصوصی نقش کمتری دارد. برای بهبود وضعیت پوشش بلایای طبیعی، اصلاح قوانین بیمهای، حمایت بیشتر از بیمهگذاران، شفافسازی تعهدات و تقویت نقش بخش خصوصی ضروری است. الگوبرداری از تجربیات موفق کشورهای دیگر میتواند به بهبود فرآیندها و کاهش مشکلات موجود در این زمینه کمک کند.
مقاله پژوهشی
حاکمیت شرکتی در شرکتهای بیمهای
حمیدرضا گنجی؛ فاطمه فردوس مکان
چکیده
پیشینه و اهداف: حسابرسی داخلی یک فعالیت مستقل، اطمینانبخش واقعبینانه و مشاورهای است که برای ارزشافزایی و بهبود عملیات سازمان طراحی شده است. حسابرسی داخلی با فراهم ساختن رویکردی نظاممند برای ارزیابی و بهبود اثربخشی فرایندهای راهبری، مدیریت ریسک و کنترل، سازمان را در دستیابی به هدفهایش یاری میکند. کیفیت حسابرسی داخلی ...
بیشتر
پیشینه و اهداف: حسابرسی داخلی یک فعالیت مستقل، اطمینانبخش واقعبینانه و مشاورهای است که برای ارزشافزایی و بهبود عملیات سازمان طراحی شده است. حسابرسی داخلی با فراهم ساختن رویکردی نظاممند برای ارزیابی و بهبود اثربخشی فرایندهای راهبری، مدیریت ریسک و کنترل، سازمان را در دستیابی به هدفهایش یاری میکند. کیفیت حسابرسی داخلی بهعنوان یکی از ارکان نظام حاکمیت شرکتی، بر دقت، شفافیت و کامل بودن اطلاعات و عملکرد ارائهشده تأثیر میگذارد. افزایش عملکرد مالی یکی از اهداف سازمانهاست که بهکارگیری شیوههای حسابرسی داخلی کافی به دستیابی آن کمک خواهد کرد. هدف از این پژوهش، تعیین تأثیر کیفیت حسابرسی داخلی بر عملکرد مالی در شرکتهای بیمه است.روششناسی: جامعة آماری پژوهش حاضر شرکتهای بیمهای بورسی است که اطلاعات کمیتة حسابرسی و واحد حسابرسی داخلی آنها در سایت کدال افشا شده باشد. روش پژوهش از نظر ماهیت و محتوایی همبستگی بوده و از آزمون فرضیهها براساس رگرسیون چندمتغیره استفاده شده و از نظر نوع هدف، جزء پژوهشهای کاربردی و انجام پژوهش در چهارچوب استدلال استقرایی صورت پذیرفته است. کیفیت حسابرسی داخلی از منظر صلاحیت حسابرس داخلی، استقلال حسابرس داخلی و کارایی حسابرسی داخلی متغیرهای مستقل در نظر گرفته شدند. برای اندازهگیری معیار استقلال حسابرسی داخلی از شاخص استقلال کمیتة حسابرسی، برای صلاحیت حسابرسی داخلی از تخصص مالی واحد حسابرسی داخلی و همچنین برای اندازهگیری کارایی حسابرسی داخلی از اندازة واحد حسابرسی داخلی بهعنوان شاخص استفاده شد. از نسبت بازده دارایی برای اندازهگیری عملکرد مالی استفاده شد. دادههای متغیر وابسته از صورتهای مالی سالانة حسابرسیشدة شرکتهای بیمة بورسی به دست آمد و با روش رگرسیون خطی چندگانه دادهها تحلیل شدند.یافتهها: نتایج این پژوهش نشان داد که استقلال حسابرسی داخلی تأثیر معناداری بر عملکرد مالی شرکتهای بیمه ندارد. در مقابل صلاحیت حسابرسی داخلی و کارایی حسابرسی داخلی تأثیر مثبت معناداری بر عملکرد مالی شرکتهای بیمه دارد. بنابراین، حاکمیت شرکتی خوب/ قوی، از طریق عملکرد مؤثر کمیتة حسابرسی و واحد حسابرسی داخلی، میتواند به بهبود پاسخگویی و ارتقای اعتماد ذینفعان مختلف کمک کند.نتیجهگیری: این مطالعه با هدف افزایش اهمیت حسابرسی داخلی برای شرکتهای بیمه انجام شد. براساس یافتههای پژوهش، این مطالعه در خصوص اهمیت کیفیت حسابرسی داخلی و نقش آن در افزایش عملکرد مالی بینشهایی به تنظیمکنندگان و سیاستگذاران در جهت بهبود فرایندهای گزارشدهی و افزایش شفافیت میدهد.
مقاله پژوهشی
قیمتگذاری محصولات بیمهای
میترا قنبرزاده
چکیده
پیشینه و اهداف: یکی از راهکارهای افزایش ضریب نفوذ در صنعت بیمة کشور، ایجاد تنوع در محصولات بیمة زندگی است. در این راستا، یکی از بیمههای زندگی در حال گسترش، بیمههای زندگی مشترک است که میتواند دو نفر را در قالب یک بیمهنامه و در دو حالت به شرط اولین فوت و به شرط دومین فوت یا آخرین بازمانده، تحت پوشش قرار دهد. در این مقاله تلاش شده ...
بیشتر
پیشینه و اهداف: یکی از راهکارهای افزایش ضریب نفوذ در صنعت بیمة کشور، ایجاد تنوع در محصولات بیمة زندگی است. در این راستا، یکی از بیمههای زندگی در حال گسترش، بیمههای زندگی مشترک است که میتواند دو نفر را در قالب یک بیمهنامه و در دو حالت به شرط اولین فوت و به شرط دومین فوت یا آخرین بازمانده، تحت پوشش قرار دهد. در این مقاله تلاش شده تا با معرفی محصول بیمههای زندگی مشترک بهعنوان محصولی که جای رشد در صنعت بیمههای زندگی در ایران را دارد، طراحی محصولات جدید را در دستور کار خود قرار دهد و حقبیمه و احتمالات فوت مشترک را بر مبنای مبانی فنی آییننامة 107 شورای عالی بیمه محاسبه کند.روششناسی: در این مطالعه، محاسبات بیمسنجی و نرخهای حقبیمه خالص چهار نوع کلاسیک بیمههای زندگی مشترک بررسی شده و بر مبنای آن، احتمالات فوت مشترک براساس جدول TD88-90 و جدول زندگی بومی کشور (ILT1400)، استخراج و مقایسه شده است. همچنین، تأثیر جدول زندگی بر درآمد و سود یک شرکت بیمه بهصورت فرضی بررسی شده است.یافتهها: احتمالات فوت مشترک در حالت استفاده از جدول زندگی بومی کشور مقادیر بسیار پایینتری دارند. همچنین از میان چهار نوع کلاسیک بیمههای زندگی مشترک، بیمة زندگی مشترک زمانی دارای کمترین حقبیمه است. همچنین، در بیمههای زندگی زمانی مشترک، تمامزندگی مشترک و مختلط مشترک، با افزایش سن و با توجه به افزایش احتمال فوت، حقبیمه افزایش مییابد؛ درصورتیکه در بیمههای زندگی مشترک به شرط حیات با افزایش سن مقدار حقبیمه کاهش مییابد که به این علت است که هرچه سن افراد بیشتر میشود، احتمال فوت آنها افزایش و احتمال حیات آنها کاهش مییابد. ازاینرو، حقبیمة کمتری باید در این سنین در بیمههای به شرط حیات اخذ شود.نتیجهگیری: بیمههای زندگی مشترک به کاهش مقدار حقبیمه و بهصرفهتر بودن از خرید دو بیمهنامه زندگی انفرادی مجزا، برای مردم منجر میشود. در راستای توسعة این محصول، پیشنهادهایی به شرح ذیل ارائه میشود که صنعت بیمه میتواند آنها را در دستور کار قرار دهد: ارائة بیمههای زندگی مشترک غیرپساندازی بهمنظور تنوع محصولات بیمههای زندگی، تصویب شرایط عمومی بیمههای زندگی مشترک غیرپساندازی، اعمال تخفیف بهمنظور تشویق بیشتر افراد به خریداری بیمههای زندگی مشترک.
مقاله پژوهشی
سازماندهی صنعتی بازارهای بیمه
علیرضا هادی؛ حسن بودلایی؛ علیرضا کوشکی جهرمی
چکیده
پیشینه و اهداف: صنعت بیمه بهعنوان پشتیبان فعالیتهای مالی و اقتصادی یک کشور به سرمایة انسانی متخصص و شایسته نیاز دارد. بررسی پیشینة پژوهش نشان میدهد که مسائل و محدودیتهای متعددی در شناسایی و اندازهگیری شایستگیها وجود دارد. این مسائل شامل عدم روایی مدلهای شایستگی، تمرکز بر رابطة همبستگی متغیرهای شایستگی با عملکرد مدیران ...
بیشتر
پیشینه و اهداف: صنعت بیمه بهعنوان پشتیبان فعالیتهای مالی و اقتصادی یک کشور به سرمایة انسانی متخصص و شایسته نیاز دارد. بررسی پیشینة پژوهش نشان میدهد که مسائل و محدودیتهای متعددی در شناسایی و اندازهگیری شایستگیها وجود دارد. این مسائل شامل عدم روایی مدلهای شایستگی، تمرکز بر رابطة همبستگی متغیرهای شایستگی با عملکرد مدیران و گذشتهنگر بودن مدلها میشود. با توجه به طرح موضوع و شکافهای پژوهشی موجود، پژوهش حاضر با هدف طراحی و اعتبارسنجی الگوی شایستگیهای حرفهای کارکنان کلیدی صنعت بیمة کشور انجام شده است.روششناسی: روش پژوهش روش آمیخته (کیفی و کمّی) است. روش پژوهش بخش کیفی تحلیل مضمون و روش کمّی نیز روش توصیفی از نوع همبستگی بوده است. مشارکتکنندگان پژوهش در بخش کیفی شامل خبرگان صنعت بیمه که یک نمونة 15 نفری با روش نمونهگیری گلولهبرفی از میان آنها انتخاب شد. جامعة آماری بخش کمّی پژوهش نیز عبارت بودند از کارکنان کلیدی صنعت بیمه و با روش نمونهگیری تصادفی ساده تعداد 88 نفر از آنان انتخاب شد. ابزار جمعآوری دادههای پژوهش برای بخش کیفی مصاحبة نیمهساختاریافته و ابزار برای بخش کمّی نیز پرسشنامة محققساخته بوده است.یافتهها: نتایج بخش کیفی نشان داد که ابعاد اصلی شایستگیهای حرفهای کارکنان کلیدی صنعت بیمه شامل چهار بعد است: (1) شایستگی فردی؛ توانایی ارزیابی و انتخاب فنّاوری، استفاده از الگوریتمهای هوش مصنوعی، امنیت داده و مشارکت در تحقیقات، (2) شایستگی بینفردی؛ مدیریت تعارض، ارتباط اثربخش، مذاکره و اقناع، و هوش هیجانی، (3) شایستگی کارکردی؛ مدیریت زمان، مدیریت دادهها، تصمیمگیری و حل مسئله، مدیریت تغییر و سرمایه انسانی و (4) شایستگی سازمانی؛ تدوین استراتژی، رهبری اثربخش، کنترل و نظارت، تحلیل بازار و بازاریابی. در بخش کمّی نیز همة روابط مدل برازششده معنادار بودند؛ بهطوری که مقدار آمارة t برای مسیرها بالاتر از 1.96 و سطح معناداری کمتر از 0.50گزارش شد که بیانگر اعتبار مدل نهایی است. تحلیل میزان اثرگذاری ابعاد نشان داد که شایستگیهایی مانند «تصمیمگیری و حل مسئله» و «رهبری اثربخش» بیشترین تأثیر را دارند؛ درحالیکه شایستگیهایی مانند «امنیت سایبری» و «مشارکت در پروژههای پژوهشی» در رتبههای پایینتری قرار گرفتند.نتیجهگیری: پژوهش حاضر با ارائة الگویی بومی و معتبر از شایستگیهای حرفهای کارکنان کلیدی صنعت بیمه، چندین دستاورد نظری و عملی به همراه دارد. بهلحاظ نظری، این پژوهش شکاف موجود در ادبیات داخلی را پر کرده و تصویری جامع از ابعاد شایستگیهای فردی، بینفردی، کارکردی و سازمانی ارائه کرده است. از نظر عملی، مدل نهایی میتواند به مدیران و سیاستگذاران صنعت بیمه کمک کند تا در فرآیندهای جذب، انتخاب، آموزش، ارزیابی و جانشینپروری کارکنان کلیدی از چهارچوبی علمی و مبتنی بر شایستگی استفاده کنند. همچنین، این مدل مبنایی برای طراحی دورههای آموزشی هدفمند، توسعة منابع انسانی، ارتقای رضایت مشتریان و افزایش مزیت رقابتی شرکتهای بیمه در سطح ملی و بینالمللی خواهد بود. هرچند پژوهش حاضر با محدودیتهایی همچون حجم نمونة محدود و دشواری دسترسی به خبرگان مواجه بوده است، اما نتایج آن میتواند الهامبخش مطالعات بعدی برای توسعة مدلهای جامعتر، آیندهنگرتر و با دادههای گستردهتر باشد. در مجموع، یافتهها نشان میدهد که موفقیت صنعت بیمه در گرو توجه نظاممند به شایستگیهای حرفهای کارکنان کلیدی است و بهکارگیری چنین مدلهایی میتواند آیندهای پایدارتر و رقابتیتر برای این صنعت به ارمغان بیاورد.