نوع مقاله : مقاله پژوهشی
نویسندگان
1 استاد گروه مدیریت بازرگانی و IT، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
2 دانش آموخته دکتری،گروه مدیریت بازرگانی، دانشگاه پیام نور، تهران،ایران
چکیده
پیشینه و اهداف: تحول دیجیتال در صنعت بیمه فراتر از بهکارگیری فناوریهای نوین است و مستلزم استقرار سازوکارهای مناسب برای مدیریت ریسک، امنیت اطلاعات و حکمرانی داده میباشد. فقدان چارچوبهای منسجم در این حوزه میتواند تصمیمگیریهای راهبردی را با عدمقطعیت مواجه ساخته و اثربخشی برنامههای تحول دیجیتال را کاهش دهد. بنابراین هدف این پژوهش، ارائه و اعتبارسنجی یک مدل بومی با رویکرد آیندهپژوهی بهمنظور تبیین و هدایت توسعه فناوریهای نوین در صنعت بیمه ایران است.
روششناسی: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از حیث رویکرد، آمیخته (کیفی–کمی) است. در بخش کیفی، با بهرهگیری از روش دلفی چندمرحلهای و قضاوت ۱۷ خبره دارای سابقه حرفهای در صنعت بیمه، عوامل اولیه استخراج شد و پس از ارزیابی روایی محتوایی مورد تأیید قرار گرفت و مدل مفهومی پژوهش تدوین گردید. در بخش کمی، نمونه آماری شامل 242 نفر از مدیران و کارشناسان خبره فعال در شرکتهای بیمهای کشور بود. بهمنظور آزمون مدل و فرضیات، پرسشنامهای شامل ۳۱ گویه با مقیاس لیکرت پنجدرجهای طراحی و دادهها با روش مدلسازی معادلات ساختاری مبتنی بر حداقل مربعات جزئی تحلیل شد.
یافتهها: نتایج نشان داد پیشرانهای فناورانه، سازمانی، رگولاتوری و مشتری/بازار اثر مثبت و معناداری بر ریسک، امنیت و حکمرانی داده دارند. همچنین، این سازه تأثیر مستقیم و معناداری بر آیندهپژوهی و هوشمندی راهبردی صنعت بیمه دارد و نقش میانجی آن در رابطه بین پیشرانهای چهارگانه و هوشمندی راهبردی مورد تأیید قرار گرفت. شاخصهای برازش نیز از تناسب و قدرت تبیین مناسب مدل حکایت دارد.
نتیجهگیری: نتایج پژوهش نشان میدهد تمرکز نظاممند بر ریسک، امنیت و حکمرانی داده شرط اساسی موفقیت توسعه فناوریهای نوین در صنعت بیمه است؛ ازاینرو پیشنهاد میشود شرکتهای بیمه و نهاد تنظیمگر، تصمیمگیریهای فناورانه را بر پایه آیندهپژوهی، ارزیابی ریسک و الزامات امنیت اطلاعات ساماندهی کرده و از طریق همراستاسازی پیشرانهای فناوری، بازار، سازمان و مقررات، هوشمندی راهبردی و پایداری تحول دیجیتال را تقویت نمایند.
کلیدواژهها
موضوعات
عنوان مقاله [English]
A Model for Developing New Technologies in the Iranian Insurance Industry Using a Futures Studies Approach
نویسندگان [English]
- Mohammad Mahmoudi Maymand 1
- Saeideh Seyadat 2
- IMAN Azizi 2
1 professor of Department of Business Administration & IT, Payame Noor University, Tehran, Iran
2 PhD Graduate, Department of Business Administration, Payame Noor University, Tehran, Iran
چکیده [English]
چکیده مبسوط
زمینه و اهمیت پژوهش: تحول دیجیتال در دهه اخیر به یکی از مؤلفههای کلیدی رقابتپذیری در صنعت بیمه تبدیل شده است؛ بااینحال، شواهد نشان میدهد که استقرار صرف فناوریهای نوین لزوماً به هوشمندی راهبردی و آیندهپژوهی مؤثر منجر نمیشود. تحقق این هدف مستلزم وجود سازوکارهای نهادی برای کنترل ریسک، امنیت اطلاعات و حکمرانی داده است. صنعت بیمه ایران در مواجهه با فناوریهایی مانند هوش مصنوعی، کلانداده و اکوسیستمهای دیجیتال، همچنان فاقد چارچوبی بومی و منعطف برای هدایت این تحول است.
هدف پژوهش: پژوهش حاضر با هدف طراحی و آزمون مدلی مفهومی و تجربی برای تبیین سازوکارهای مؤثر بر توسعه فناوریهای نوین در صنعت بیمه با تمرکز بر نقش میانجی ریسک، امنیت و حکمرانی داده است.
روششناسی پژوهش: این پژوهش با رویکرد آمیخته (کیفی–کمی) انجام شده است. در بخش کیفی، بهمنظور شناسایی و اجماع بر عوامل مؤثر بر توسعه فناوریهای نوین در صنعت بیمه، از روش دلفی چندمرحلهای استفاده شد. جامعه این بخش شامل خبرگان صنعت بیمه، فناوری و تنظیمگری بود که بهصورت هدفمند و قضاوتی انتخاب شدند. پانل نهایی دلفی متشکل از 17 نفر خبره با بیش از 10 سال سابقه حرفهای بود. دادههای راند نخست از طریق پرسشهای باز گردآوری و با تحلیل محتوای نظاممند بررسی شد. در راندهای بعدی، سطح اجماع با شاخصهایی مانند میانگین، میانه، دامنه بینچارکی و ضریب تغییرات سنجیده و روایی محتوای عوامل با CVR و CVI تأیید گردید. خروجی این مرحله، استخراج عوامل نهایی و طراحی مدل مفهومی پژوهش بود.
در بخش کمی، دادهها با استفاده از پرسشنامه محققساخته مبتنی بر نتایج دلفی و با مقیاس لیکرت پنجدرجهای گردآوری شد. جامعه آماری شامل مدیران و کارشناسان شرکتهای بیمه، نهادهای تنظیمگر و شرکتهای اینشورتک بود. حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران برابر با 242 نفر محاسبه شد. تحلیل دادهها با روش مدلسازی معادلات ساختاری مبتنی بر حداقل مربعات جزئی (PLS-SEM) و نرمافزار SmartPLS انجام شد.
یافتههای پژوهش: یافتههای بخش کیفی پژوهش که با استفاده از روش دلفی طی سه راند و با مشارکت 17 نفر از خبرگان صنعت بیمه، فناوری و سیاستگذاری بیمهای انجام شد، منجر به استخراج و اجماع بر چهار بعد پیشران اصلی شامل فناوریهای نوین و زیرساخت دیجیتال، سازمانی–مدیریتی، رگولاتوری–نهادی و مشتری–بازار گردید. همچنین، خبرگان بهصورت معناداری بر نقش محوری سازهی «ریسک، امنیت و حکمرانی داده» بهعنوان سازوکار واسط و تنظیمکننده در فرآیند توسعه فناوریهای نوین تأکید داشتند. نتایج شاخصهای روایی محتوا (CVR و CVI) نشان داد که تمامی سازهها و گویههای نهایی از روایی محتوایی مطلوب برخوردار بوده و مدل مفهومی اولیه از منظر خبرگان دارای انسجام نظری و کفایت تبیینی است.
نتایج برآورد مدل ساختاری نشان میدهد که سازهی ریسک، امنیت و حکمرانی داده نقشی محوری و واسط در تبیین روابط علّی میان ابعاد پیشران و پیامد نهایی پژوهش ایفا میکند. تحلیل مسیرها بیانگر آن است که کیفیت حکمرانی داده، سازوکار اصلی تبدیل ورودیهای فناورانه، سازمانی و نهادی به آیندهپژوهی و هوشمندی راهبردی سازمانی است. در این میان، بعد مشتری و بازار با ضریب مسیر 0.530 بیشترین اثر مثبت و معنادار را بر سازهی ریسک، امنیت و حکمرانی داده دارد که نشاندهنده نقش تعیینکننده انتظارات مشتریان، الزامات اعتماد دیجیتال و فشارهای رقابتی در شکلگیری این سازوکارهاست.
همچنین، ابعاد فناوریهای نوین و زیرساخت دیجیتال، سازمانی و مدیریتی و رگولاتوری و نهادی بهترتیب اثرات مثبت و معناداری بر سازهی ریسک، امنیت و حکمرانی داده نشان میدهند. این یافتهها تأیید میکند که بلوغ فناوری و یکپارچگی زیرساختها، شایستگیهای مدیریتی و فرهنگ دادهمحور، و نیز قوانین و الزامات نظارتی، پیششرطهای نهادی استقرار مؤثر حکمرانی داده و مدیریت ریسک دیجیتال در صنعت بیمه هستند.
در گام بعد، سازهی ریسک، امنیت و حکمرانی داده اثر مستقیم، قوی و معناداری بر آیندهپژوهی و هوشمندی راهبردی دارد (β = 0/727)، که بهعنوان قویترین مسیر مدل شناسایی شد. این نتیجه نشان میدهد ارتقای کیفیت حکمرانی داده، توان سازمانهای بیمه را در تحلیل روندهای محیطی، پیشبینی سناریوهای آینده و تصمیمگیری راهبردی مبتنی بر داده بهطور معناداری افزایش میدهد. از نظر قدرت تبیین، مقادیر 2R^ برای سازهی ریسک، امنیت و حکمرانی داده (49/0) و آیندهپژوهی و هوشمندی راهبردی (53/0) بیانگر توان قابلقبول مدل در تبیین متغیرهای درونزا و تأیید نقش حکمرانی داده بهعنوان مجرای اصلی انتقال اثرات پیشرانها به سطح راهبردی صنعت بیمه است.
بحث و نتیجهگیری: تحلیل نهایی پژوهش نشان میدهد که تحول دیجیتال در صنعت بیمه ایران را نمیتوان با الگوهای خطی و صرفاً مبتنی بر سرمایهگذاری فناورانه تبیین کرد، بلکه این تحول مستلزم استقرار مدلهای تطبیقی و دادهمحور است. در این میان، ریسک، امنیت و حکمرانی داده بهعنوان فیلتر علّی و تنظیمکنندهی تعامل میان ابعاد فناورانه، سازمانی، رگولاتوری و بازار ایفای نقش میکند. نتایج کمی مدل ساختاری نشان داد که ریسک، امنیت و حکمرانی داده دارای اثر مستقیم، قوی و معنادار بر آیندهپژوهی و هوشمندی راهبردی سازمانی است و بدون آن، آثار سرمایهگذاری دیجیتال پراکنده و ناپایدار باقی میماند.
در چارچوب آیندهپژوهی سازمانی، حکمرانی داده امکان گذار شرکتهای بیمه از بهرهگیری ابزاری از فناوری به شکلگیری ساختارهای یادگیرنده و تصمیمسازی مبتنی بر داده را فراهم میکند. از منظر نظری، پژوهش با برجستهسازی نقش میانجی ریسک، امنیت و حکمرانی داده ، الگویی تلفیقی از تحول بیمهای ارائه میدهد که قابلیت تعمیم به سایر صنایع دادهمحور را نیز دارد. در سطح عملی و سیاستی، نتایج بر ضرورت اولویتدهی به استقرار چارچوبهای یکپارچه حکمرانی داده و مدیریت ریسک دیجیتال بهعنوان بستر تحول راهبردی تأکید دارد. در نهایت، مدل پیشنهادی حکمرانی داده را بهمثابه سازهای راهبردی برای حرکت صنعت بیمه بهسوی آیندهای مبتنی بر هوشمندی، اعتماد دیجیتال و ریسکپذیری کنترلشده معرفی میکند.
کلیدواژهها [English]
- Emerging Technologies
- Insurance
- Strategic Intelligence
- Foresight-Based Approach
نامه به سردبیر
سردبیر نشریه پژوهشنامه بیمه، هرگونه پیشنهاد و انتقاد دیگر نویسندگان و خوانندگان را در خصوص نقد و بررسی این مقاله مندرج در سامانه نشریه را ظرف مدت 3 ماه از تاریخ انتشار آنلاین مقاله در سامانه و قبل از انتشار چاپی نشریه، به منظور اصلاح و نظردهی امکان پذیر نموده است.، البته این نقد در مورد تحقیقات اصلی مقاله نمی باشد.
توجه به موارد ذیل پیش از ارسال نامه به سردبیر لازم است در نظر گرفته شود:
[1] نامه هایی که شامل گزارش آماری، واقعیت ها، تحقیقات یا نظریه پردازی ها هستند، لازم است همراه با منابع معتبر و مناسب همراه باشد، اگرچه ارسال بیش از زمان 3 نامه توصیه نمی گردد.
[2] نامه هایی که بجای انتقاد سازنده به ایده های تحقیق، مشتمل بر حملات شخصی به نویسنده باشند، توجه و چاپ نمی شود.
[3] نامه ها نباید بیش از 300 کلمه باشد.
[4] نویسندگان نامه لازم است در ابتدای نامه تمایل یا عدم تمایل خود را نسبت به چاپ نظریه ارسالی نسبت به یک مقاله خاص اعلام نمایند.
[5] به نامه های ناشناس ترتیب اثر داده نمی شود.
[6] شهر، کشور و محل سکونت نویسندگان نامه باید در نامه مشخص باشد.
[7] به منظور شفافیت بیشتر و محدودیت حجم نامه، ویرایش بر روی آن انجام می پذیرد.
ارسال نظر در مورد این مقاله