Document Type : Original Research Paper
Authors
1 professor of Department of Business Administration & IT, Payame Noor University, Tehran, Iran
2 PhD Graduate, Department of Business Administration, Payame Noor University, Tehran, Iran
3 PhD Graduate in Business Administration, Payame Noor University, Tehran, Iran
Abstract
چکیده مبسوط
زمینه و اهمیت پژوهش: تحول دیجیتال در دهه اخیر به یکی از مؤلفههای کلیدی رقابتپذیری در صنعت بیمه تبدیل شده است؛ بااینحال، شواهد نشان میدهد که استقرار صرف فناوریهای نوین لزوماً به هوشمندی راهبردی و آیندهپژوهی مؤثر منجر نمیشود. تحقق این هدف مستلزم وجود سازوکارهای نهادی برای کنترل ریسک، امنیت اطلاعات و حکمرانی داده است. صنعت بیمه ایران در مواجهه با فناوریهایی مانند هوش مصنوعی، کلانداده و اکوسیستمهای دیجیتال، همچنان فاقد چارچوبی بومی و منعطف برای هدایت این تحول است.
هدف پژوهش: پژوهش حاضر با هدف طراحی و آزمون مدلی مفهومی و تجربی برای تبیین سازوکارهای مؤثر بر توسعه فناوریهای نوین در صنعت بیمه با تمرکز بر نقش میانجی ریسک، امنیت و حکمرانی داده است.
روششناسی پژوهش: این پژوهش با رویکرد آمیخته (کیفی–کمی) انجام شده است. در بخش کیفی، بهمنظور شناسایی و اجماع بر عوامل مؤثر بر توسعه فناوریهای نوین در صنعت بیمه، از روش دلفی چندمرحلهای استفاده شد. جامعه این بخش شامل خبرگان صنعت بیمه، فناوری و تنظیمگری بود که بهصورت هدفمند و قضاوتی انتخاب شدند. پانل نهایی دلفی متشکل از 17 نفر خبره با بیش از 10 سال سابقه حرفهای بود. دادههای راند نخست از طریق پرسشهای باز گردآوری و با تحلیل محتوای نظاممند بررسی شد. در راندهای بعدی، سطح اجماع با شاخصهایی مانند میانگین، میانه، دامنه بینچارکی و ضریب تغییرات سنجیده و روایی محتوای عوامل با CVR و CVI تأیید گردید. خروجی این مرحله، استخراج عوامل نهایی و طراحی مدل مفهومی پژوهش بود.
در بخش کمی، دادهها با استفاده از پرسشنامه محققساخته مبتنی بر نتایج دلفی و با مقیاس لیکرت پنجدرجهای گردآوری شد. جامعه آماری شامل مدیران و کارشناسان شرکتهای بیمه، نهادهای تنظیمگر و شرکتهای اینشورتک بود. حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران برابر با 242 نفر محاسبه شد. تحلیل دادهها با روش مدلسازی معادلات ساختاری مبتنی بر حداقل مربعات جزئی (PLS-SEM) و نرمافزار SmartPLS انجام شد.
یافتههای پژوهش: یافتههای بخش کیفی پژوهش که با استفاده از روش دلفی طی سه راند و با مشارکت 17 نفر از خبرگان صنعت بیمه، فناوری و سیاستگذاری بیمهای انجام شد، منجر به استخراج و اجماع بر چهار بعد پیشران اصلی شامل فناوریهای نوین و زیرساخت دیجیتال، سازمانی–مدیریتی، رگولاتوری–نهادی و مشتری–بازار گردید. همچنین، خبرگان بهصورت معناداری بر نقش محوری سازهی «ریسک، امنیت و حکمرانی داده» بهعنوان سازوکار واسط و تنظیمکننده در فرآیند توسعه فناوریهای نوین تأکید داشتند. نتایج شاخصهای روایی محتوا (CVR و CVI) نشان داد که تمامی سازهها و گویههای نهایی از روایی محتوایی مطلوب برخوردار بوده و مدل مفهومی اولیه از منظر خبرگان دارای انسجام نظری و کفایت تبیینی است.
نتایج برآورد مدل ساختاری نشان میدهد که سازهی ریسک، امنیت و حکمرانی داده نقشی محوری و واسط در تبیین روابط علّی میان ابعاد پیشران و پیامد نهایی پژوهش ایفا میکند. تحلیل مسیرها بیانگر آن است که کیفیت حکمرانی داده، سازوکار اصلی تبدیل ورودیهای فناورانه، سازمانی و نهادی به آیندهپژوهی و هوشمندی راهبردی سازمانی است. در این میان، بعد مشتری و بازار با ضریب مسیر 0.530 بیشترین اثر مثبت و معنادار را بر سازهی ریسک، امنیت و حکمرانی داده دارد که نشاندهنده نقش تعیینکننده انتظارات مشتریان، الزامات اعتماد دیجیتال و فشارهای رقابتی در شکلگیری این سازوکارهاست.
همچنین، ابعاد فناوریهای نوین و زیرساخت دیجیتال، سازمانی و مدیریتی و رگولاتوری و نهادی بهترتیب اثرات مثبت و معناداری بر سازهی ریسک، امنیت و حکمرانی داده نشان میدهند. این یافتهها تأیید میکند که بلوغ فناوری و یکپارچگی زیرساختها، شایستگیهای مدیریتی و فرهنگ دادهمحور، و نیز قوانین و الزامات نظارتی، پیششرطهای نهادی استقرار مؤثر حکمرانی داده و مدیریت ریسک دیجیتال در صنعت بیمه هستند.
در گام بعد، سازهی ریسک، امنیت و حکمرانی داده اثر مستقیم، قوی و معناداری بر آیندهپژوهی و هوشمندی راهبردی دارد (β = 0/727)، که بهعنوان قویترین مسیر مدل شناسایی شد. این نتیجه نشان میدهد ارتقای کیفیت حکمرانی داده، توان سازمانهای بیمه را در تحلیل روندهای محیطی، پیشبینی سناریوهای آینده و تصمیمگیری راهبردی مبتنی بر داده بهطور معناداری افزایش میدهد. از نظر قدرت تبیین، مقادیر 2R^ برای سازهی ریسک، امنیت و حکمرانی داده (49/0) و آیندهپژوهی و هوشمندی راهبردی (53/0) بیانگر توان قابلقبول مدل در تبیین متغیرهای درونزا و تأیید نقش حکمرانی داده بهعنوان مجرای اصلی انتقال اثرات پیشرانها به سطح راهبردی صنعت بیمه است.
بحث و نتیجهگیری: تحلیل نهایی پژوهش نشان میدهد که تحول دیجیتال در صنعت بیمه ایران را نمیتوان با الگوهای خطی و صرفاً مبتنی بر سرمایهگذاری فناورانه تبیین کرد، بلکه این تحول مستلزم استقرار مدلهای تطبیقی و دادهمحور است. در این میان، ریسک، امنیت و حکمرانی داده بهعنوان فیلتر علّی و تنظیمکنندهی تعامل میان ابعاد فناورانه، سازمانی، رگولاتوری و بازار ایفای نقش میکند. نتایج کمی مدل ساختاری نشان داد که ریسک، امنیت و حکمرانی داده دارای اثر مستقیم، قوی و معنادار بر آیندهپژوهی و هوشمندی راهبردی سازمانی است و بدون آن، آثار سرمایهگذاری دیجیتال پراکنده و ناپایدار باقی میماند.
در چارچوب آیندهپژوهی سازمانی، حکمرانی داده امکان گذار شرکتهای بیمه از بهرهگیری ابزاری از فناوری به شکلگیری ساختارهای یادگیرنده و تصمیمسازی مبتنی بر داده را فراهم میکند. از منظر نظری، پژوهش با برجستهسازی نقش میانجی ریسک، امنیت و حکمرانی داده ، الگویی تلفیقی از تحول بیمهای ارائه میدهد که قابلیت تعمیم به سایر صنایع دادهمحور را نیز دارد. در سطح عملی و سیاستی، نتایج بر ضرورت اولویتدهی به استقرار چارچوبهای یکپارچه حکمرانی داده و مدیریت ریسک دیجیتال بهعنوان بستر تحول راهبردی تأکید دارد. در نهایت، مدل پیشنهادی حکمرانی داده را بهمثابه سازهای راهبردی برای حرکت صنعت بیمه بهسوی آیندهای مبتنی بر هوشمندی، اعتماد دیجیتال و ریسکپذیری کنترلشده معرفی میکند.
Keywords
Main Subjects
Letters to Editor
Send comment about this article